پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل

بیا که جان عزیزت فدای شکل و شمایل

گرم وصول میسّر شود که منزل قربست

کنم مراد دل از خاک آستان تو حاصل

هوایت ار بنهم سر کجا برون کنم از سر

وفایت ار برود جان کجا برون رود از دل

بحق صحبت دیرین که حق صحبت دیرین

روا مدار که گردد چو وعده های تو باطل

فتاد کشتی صبرم ز موج قلزم دیده

بورطه ئی که نه پایانش ممکنست و نه ساحل

نیازمند چنانم که گر بخاک درآیم

ز مهر گلشن رویت برون دمد گلم از گِل

مفارقت متصوّر کجا شود که بمعنی

میان لیلی و مجنون نه مانعست و نه حایل

اگر نظر بحقیقت کنی و غیر نبینی

وصال کعبه چه حاجت بُود بقطع منازل

خلاص جستم ازو طیره گشت و گفت که خواجو

قتیل عشق نجوید رهائی از کف قاتل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱گر می کشندم ور می کشندم
  2. شمارهٔ ۲۶۲بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
  3. شمارهٔ ۲۶۳روزی بسر کوی خرابات رسیدم
  4. شمارهٔ ۲۶۴ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  5. شمارهٔ ۲۶۵گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
  6. شمارهٔ ۲۶۶ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
  7. شمارهٔ ۲۶۷خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  8. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.