پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم

چو جان فدای تو کردم چه غم ز خنجر و تیرم

اسیر قید محبت سر از کمند نتابد

گرم بتیغ برانی کجا روم که اسیرم

بحضرتی که شهانرا مجال قرب نباشد

من شکسته بگردش کجا رسم که فقیرم

ز خویشتن بروم چون تو در خیال من آئی

ولی عجب که خیالت نمی رود ز ضمیرم

چو شمع مجلسم ارزانک می کشی شب هجران

چو صبح پرده برافکن که پیش روی تو میرم

کمال شوق بجائی رسید و حدّ مودّت

که از دو کون گزیرست و از تو نیست گزیرم

نظیر نیست ترا در جهان بحسن و لطافت

چنانک گاه لطایف به عهد خویش نظیرم

بَود بگاه صبوحی در آرزوی جمالت

نوای ناله ی زارم ادای نغمه ی زیرم

قلم چو شرح دهد وصف گلستان جمالت

نوای نغمه ی بلبل شنو بجای صریرم

مرا مگوی که خواجو بترک صحبت ما کن

چو از تو صبر ندارم چگونه ترک تو گیرم

منم درین چمن آن مرغ کز نشیمن وحدت

بیان عشق حقیقی بُود نوای صفیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  2. شمارهٔ ۲۶۵گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
  3. شمارهٔ ۲۶۶ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
  4. شمارهٔ ۲۶۷خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  5. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
  6. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
  7. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
  8. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.