پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل

واتش هجر جگر سوز تو دود افکن دل

چشمه ی نوش گهرپوش لبت چشمه ی جان

حلقه ی زلف شکن بر شکنت معدن دل

گر کنی قصد دلم دست من و دامن تو

ور کند ترک تو دل دست من و دامن دل

جانم از دست دل ار غرقه ی خون جگرست

خون جان من دلسوخته در گردن دل

پرتو روی تو شد شمع شبستان دلم

تا شبستان سر زلف تو شد مسکن دل

بده آن آب چو آتش که بجوش آمده است

ز آتش روی دلافروز تو خون در تن دل

چاره با ناوک چشمت سپر انداختنست

ورنه تیر مژه ات بگذرد از جوشن دل

دل شیدا همه پیرامن سودا گردد

و اهل دلرا غم سودای تو پیرامن دل

آتشی در دل خواجوست که از شعله ی اوست

دود آهی که برون می رود از روزن دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
  2. شمارهٔ ۲۶۰ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال
  3. شمارهٔ ۲۶۱گر می کشندم ور می کشندم
  4. شمارهٔ ۲۶۲بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
  5. شمارهٔ ۲۶۳روزی بسر کوی خرابات رسیدم
  6. شمارهٔ ۲۶۴ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  7. شمارهٔ ۲۶۵گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
  8. شمارهٔ ۲۶۶ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.