پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگ

گل بر آورده ز شرم آن رخ گلرنگ رنگ

هست در زنجیر زلف دلربایت دل فراخ

لیک دل همچون دل ریش من دلتنگ تنگ

ناوک چشمت چو یاد آرم ز خون چشم من

لعل پیکانی شود فرسنگ در فرسنگ سنگ

ای بت گلرخ بگردان بادهٔ گلرنگ را

تا برد ز آیینهٔ جانم می چون زنگ زنگ

بلبل دستان سرا را گو بر آر آوای نای

مطرب بلبل نوا را گو بزن در چنگ چنگ

باز چون گلگون می ساقی بمیدان در فکند

ای حریفان برکشید اسب طرب را تنگ تنگ

نام و ننگ ار عاشقی در باز خواجو در رهش

زانکه باشد عشق بازان را ز نام و ننگ ننگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
  2. شمارهٔ ۲۵۳رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
  3. شمارهٔ ۲۵۴چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  4. شمارهٔ ۲۵۵ای ماه تو مهر انور دل
  5. شمارهٔ ۲۵۶زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
  6. شمارهٔ ۲۵۷ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
  7. شمارهٔ ۲۵۸گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
  8. شمارهٔ ۲۵۹دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.