پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل

کرده مرا در غم عشقت بی سرو بی پا دل

برده ازین قالب خاکی رخت بصحرا جان

رانده ازین دیده پر خون سیل بدریا دل

چون دل ما برنگرفت از لعل لبت کامی

ای بت مهوش تو چرا برداشتی از ما دل

جای من بیدل و دین یا دیر بود یا دار

قصد من بی سر و پا یا دیده کند یا دل

مطرب دل سوختگان گو تا بزند بر چنگ

وای دل ای وای دل و دین وادل من وادل

ای شکری زان لب شیرین کرده تقاضا جان

وی نظری زانرخ زیبا کرده تمنّا دل

جادوی عاشق کش چشمت خورده بافسون خون

هندوی زنگی وش زلفت برده بیغما دل

سر نکشد یکسر مو زان جعد مسلسل عقل

روی نتابد نفسی زان روی دلارادل

چند زنی طعنه که خواجو در غم عشق افتاد

چون دلم افکند درین آتش چکنم با دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  2. شمارهٔ ۲۵۵ای ماه تو مهر انور دل
  3. شمارهٔ ۲۵۶زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
  4. شمارهٔ ۲۵۷ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
  5. شمارهٔ ۲۵۸گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
  6. شمارهٔ ۲۵۹دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
  7. شمارهٔ ۲۶۰ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال
  8. شمارهٔ ۲۶۱گر می کشندم ور می کشندم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.