پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

گلستان رخت خندیده بر گل

رسانده خط بیاقوت تو ریحان

کشیده سر ز کافور تو سنبل

عروسی را که او صاحب جمالست

چه دریابد گرش نبود تجمّل

چو ریش خستگانرا مرهم از تست

مکن در کار مسکینان تغافل

اگر گل را نباشد برگ پیوند

چه سود از ناله ی شبگیر بلبل

بجانت کانک بر جان دارم از غم

نباشد کوه سنگین را تحمّل

اگر عمر منی ایشب برو زود

وگر جزو منی ای غم برو کل

چو از زلفش بدین روز اوفتادم

تو نیز ای شب مکن بر من تطاول

خوشا آن بزم روحانی که هر دم

کند مستی ببادامش تنقّل

منه عود ای بت خوش نغمه از چنگ

که ساغر بانگ می دارد که غلغل

بزن مطرب که مستان صبوحی

ز می مستند و خواجو از تأمل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
  2. شمارهٔ ۲۵۴چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  3. شمارهٔ ۲۵۵ای ماه تو مهر انور دل
  4. شمارهٔ ۲۵۶زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
  5. شمارهٔ ۲۵۷ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
  6. شمارهٔ ۲۵۸گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
  7. شمارهٔ ۲۵۹دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
  8. شمارهٔ ۲۶۰ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.