پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص

حیات‌بخش بُود جام مِی به حکم خواص

ز شوق مجلس مستان نگر به بزم افق

که زهره نغمه‌سرای است و مشتری رقّاص

بسوز مجمر عود ای مقیم خلوت انس

بساز بزم صبوح ای ندیم مجلس خاص

بگو که فاتحهٔ باب صبح‌خیزان را

سپیده‌دم بدمد حرزی از سر اخلاص

تو از جراحت دل‌های خسته نندیشی

که در ضمیر نیاری که الجروح قصاص

محبّت روی تو رویم نمی‌تواند دید

که گفته‌اند که القاص لا یحبّ القاص

نه در جمال تو مشتاق را مجال نظر

نه از کمند تو عشّاق را امید خلاص

ز قید عشق تو می‌خواستم که بگریزم

گرفت پیش ره اشکم که لاتحین مناص

غریق لجّهٔ دریای عشق شد خواجو

ولی چو دُر به کف آرد چه غم خورد غوّاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲طفل بود در نظر پیر عشق
  2. شمارهٔ ۲۴۳ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق
  3. شمارهٔ ۲۴۴چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
  4. شمارهٔ ۲۴۵باز بر افراختیم رایت سلطان عشق
  5. شمارهٔ ۲۴۶سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوق
  6. شمارهٔ ۲۴۷دیدم از دور بُتی کاکلکش مشکینک
  7. شمارهٔ ۲۴۸نکهت روضه ی خلدست که می بیزد مشک
  8. شمارهٔ ۲۴۹وه چه شیرینست لعل اندرو پنهان نمک
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.