پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش

که جز او کیست که برخورد ز سیمین بدنش

می لعل ارچه لطفیست در آن جام عقیق

آن ندارد ز لطافت که در آن جامه تنش

گر در آئینه در آن صورت زیبا نگرد

بوکه معلوم شود صورت احوال منش

بوی پیراهن یوسف ز صبا می شنوم

یا ز بستان ارم نفخه ی بوی سمنش

باغبان گر بگلستان نگذارد ما را

حبذ انکهت انفاس نسیم چمنش

نتواند که شود بلبل بیچاره خموش

چو نسیم سحری برخورد از نسترنش

دهن تنگ ورا وصف نمی آرم کرد

زانکه دانم که نگنجد سخنی در دهنش

بسکه در چنگ فراق تو چونی می نالم

هیچکس نیست که یکبار بگوید مزنش

خواجو از چشمه ی نوش تو چو راند سخنی

می چکد هر نفسی آب حیات از سخنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش
  2. شمارهٔ ۲۳۷گلزار جنتست رخ حور پیکرش
  3. شمارهٔ ۲۳۸ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
  4. شمارهٔ ۲۳۹ای دو چشم خوش پُر خواب تو در خوابی خوش
  5. شمارهٔ ۲۴۰به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص
  6. شمارهٔ ۲۴۱بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
  7. شمارهٔ ۲۴۲طفل بود در نظر پیر عشق
  8. شمارهٔ ۲۴۳ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.