پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

گلزار جنتست رخ حور پیکرش

و آرامگاه روح لب روح پرورش

سرو سهی که در چمن آزادیش کنند

آزاد کرده ی قد همچون صنوبرش

باد بهار نکهتی از شاخ سنبلش

و آب حیات قطره ئی از حوض کوثرش

شکّر حکایتی ز دو لعل شکر وشش

عنبر شمامه ئی ز دو زلف معنبرش

تاراج گشته صبر ز جادوی دلکشش

زنّار بسته عقل ز هندوی کافرش

خطی ز مشک سوده در اثبات دلبری

وجهی نوشته بر ورق روی چون خورش

یانی مگر که خازن سلطان نیکوئی

قفلی زمرّدین زده بر درج گوهرش

زانرو که زلف سرزده سر بر خطش نهاد

معلوم می شود که چه سوداست در سرش

گر خون چکد ز گفته ی خواجو عجب مدار

کز درد عشق غرقه ی خونست دفترش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹ای دو چشم خوش پُر خواب تو در خوابی خوش
  2. شمارهٔ ۲۴۰به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص
  3. شمارهٔ ۲۴۱بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
  4. شمارهٔ ۲۴۲طفل بود در نظر پیر عشق
  5. شمارهٔ ۲۴۳ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق
  6. شمارهٔ ۲۴۴چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
  7. شمارهٔ ۲۴۵باز بر افراختیم رایت سلطان عشق
  8. شمارهٔ ۲۴۶سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوق
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.