پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

روز عیش و طرب و عید صیامست امروز

کام دل حاصل و ایام بکامست امروز

گو عروس فلکی رخ منمای از مشرق

که مرا دیدن آن ماه تمامست امروز

خون عشّاق اگر چند حلالست ولیک

عیش را جز می و معشوق حرامست امروز

صبحدم بلبل مست از چه سبب می نالد

کار او چون ز بهاران بنظامست امروز

در چمن نرگس سرمست خراب افتادست

زانک اندر قدح لاله مدامست امروز

محتسب بیهُده گو منع مکن رندانرا

کانک با شاهد و می نیست کدامست امروز

زاهدی را که نبودی ز صوامع خالی

باز در کُنج خرابات مقامست امروز

ناله ی زیر ز عشّاق بسی زار بُود

مطرب از بهر چه آهنگ تو با مست امروز

گو بگویند که در دیر مغان خواجو را

دست در گردن و لب بر لب جامست امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
  2. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
  3. شمارهٔ ۲۱۷ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
  4. شمارهٔ ۲۱۸دگر وجود ندارد لطیفه ئی ز دهانش
  5. شمارهٔ ۲۱۹ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
  6. شمارهٔ ۲۲۰یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
  7. شمارهٔ ۲۲۱ای شب زلفت غالیه‌سا وی مه رویت غالیه‌پوش
  8. شمارهٔ ۲۲۲سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.