پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس

ز چین زلف بتان معنی چلیپا پرس

اگر ملامتت از سرگذشت ما نبود

سرشک ما نگر و ماجرای دریا پرس

دل شکسته مجنون ز زلف لیلی جوی

حدیث مستی وامق ز چشم عذرا پرس

بهای یوسف کنعان اگر نمی دانی

عزیز من برو از دیده ی زلیخا پرس

حکایت لب شکر فشان زمن بشنو

حلاوت شکر از طوطی شکرخا پرس

چو هر سخن که صبا نقش می کند با دوست

بیان حسن گل از بلبلان شیدا پرس

کمال طلعت زیبا و لطف منظر خویش

گرت در آینه روشن نگشت از ما پرس

شب دراز بمژگان ستاره می شمرم

ورت زمن نکند باور از ثریا پرس

گهی که از لب لعلت سخن کند خواجو

بیا در آندم و از قصّه مسیحا پرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
  2. شمارهٔ ۲۲۰یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
  3. شمارهٔ ۲۲۱ای شب زلفت غالیه‌سا وی مه رویت غالیه‌پوش
  4. شمارهٔ ۲۲۲سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش
  5. شمارهٔ ۲۲۳مستم زدو چشم نیمه مستش
  6. شمارهٔ ۲۲۴گرچه تنگ است دلم چون دهن خندانش
  7. شمارهٔ ۲۲۵کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گو مباش
  8. شمارهٔ ۲۲۶ترک خنجرکش لشکر شکن ترلک پوش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.