پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

ای خوشا وصل یار و فصل بهار

نغمه ی بلبل و گل و گلزار

شب و شمع و شراب و ناله ی چنگ

لب ساقی و جام نوشگوار

کاشکی گل نقاب بگشودی

تا بکندی ز غصّه دیده ی خار

گر بر آرم فغان بصد دستان

گل صد برگ را چه غم ز هزار

غم نبودی زغم اگر ما را

شادی روی او شدی غمخوار

گرچه دینار نیک بختانراست

بنده ی شادیند صد دینار

در میان اوفتاده ام چو کمر

تا کی افتم از این میان بکنار

در خمارم چو چشمت ای ساقی

خیز و دفع خمار من ز خم آر

ترک نقش و نگار کن که شوی

محرم سرّ صنع نقش و نگار

گو برد سر که جان خواجو را

سر یارست و جسم را سردار

بگذر از دار و قصّه ی منصور

لیس فی الدار غیرکم دیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز
  2. شمارهٔ ۲۱۳روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
  3. شمارهٔ ۲۱۴بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
  4. شمارهٔ ۲۱۵ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
  5. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
  6. شمارهٔ ۲۱۷ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
  7. شمارهٔ ۲۱۸دگر وجود ندارد لطیفه ئی ز دهانش
  8. شمارهٔ ۲۱۹ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.