پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

طرّه بفشان و مرا بیش پریشان مگذار

پرده بگشای و مرا بستهٔ هجران مگذار

ماه را از شکنِ سنبلِ شبگون بنمای

لاله را این همه در سایهٔ ریحان مگذار

زلف مشکین که چنین بر قدمت دارد سر

بیش از اینش چو من خسته پریشان مگذار

هر که از مهر تو چون ذرّه شود سرگردان

دورش از روی چو خورشید درفشان مگذار

کام جانم ز نمکدان عقیقت شکری‌ست

آخر این حسرتم اندر دل بریان مگذار

منِ سرگشته چو سر در سرِ زلفت کردم

دست من گیر و مرا بی‌سر و سامان مگذار

من که از پسته و بادامِ تو دورم باری

دست بیگانه بدان سیب زنخدان مگذار

باغبان را اگر از غیرت بلبل خبر است

گو دگر بار صبا را به گلستان مگذار

من که با زلف چو چوگان تو گویی نزدم

بیش از این گوی دلم در خمِ چوگان مگذار

خواجو ار خلوت دل منزل یار است تو را

عام را گرد سراپردهٔ سلطان مگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰ای خوشا وصل یار و فصل بهار
  2. شمارهٔ ۲۱۱خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز
  3. شمارهٔ ۲۱۲ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز
  4. شمارهٔ ۲۱۳روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
  5. شمارهٔ ۲۱۴بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
  6. شمارهٔ ۲۱۵ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
  7. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
  8. شمارهٔ ۲۱۷ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.