پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار

نیازمندی من عرضه ده بحضرت یار

ببوس خاک درش وانگه ار مجال بود

سلام من برسان و پیام من بگزار

بگو که ای مه نامهربان مهر گسل

نگار لاله‌رخ سرو قد سیم‌عذار

دل شکسته که در زلف سرکشت بستم

بیادگار من خسته دل نگه می دار

مرا زمانه ز بی مهری از تو دور افکند

زهی زمانه ی بدمهر و چرخ کژ رفتار

نبودمی نفسی بی نوای نغمه ی زیر

کنون بزاری زارم قرین ناله ی زار

نه همدمی که بر آرم دمی مگر ناله

نه محرمی که بگویم غمت مگر دیوار

شبی که روز کنم بیتو از پریشانی

شود چو زلف سیاه تو روز من شب تار

فراق نامه خواجو کسی که برخواند

بآب دیده بشوید سیاهی از طومار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
  2. شمارهٔ ۲۱۰ای خوشا وصل یار و فصل بهار
  3. شمارهٔ ۲۱۱خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز
  4. شمارهٔ ۲۱۲ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز
  5. شمارهٔ ۲۱۳روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
  6. شمارهٔ ۲۱۴بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
  7. شمارهٔ ۲۱۵ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
  8. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.