پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

ز حال بی خبرانت خبر نمی باشد

بکوی خسته دلانت گذر نمی باشد

ز اشک و چهره سیم و زر شود حاصل

ولیک چشم تو بر سیم و زر نمی باشد

سری بکلبه ی احزان ما فرود آور

گرت زناله ی ما دردسر نمی باشد

دو هفته هست که رفتی ولی بنامیزد

مه دو هفته ازین خوبتر نمی باشد

نه ز آب و خاک مجسّم که روح پاکی از آنک

بدین لطافت و خوبی بشر نمی باشد

بشب رسید مرا روز عمر بیتو ولیک

شب فراق تو گوئی سحر نمی باشد

توام جگر مخور ارزانک من خورم شاید

که قوت خسته دلان جز جگر نمی باشد

بحسن خویش ترا چون نظر بُود چه عجب

گرت بجانت خواجو نظر نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
  2. شمارهٔ ۱۹۷ماه یا جنتست یا رخسار
  3. شمارهٔ ۱۹۸با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
  4. شمارهٔ ۱۹۹بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
  5. شمارهٔ ۲۰۰برافکن سایبان ظلمت از نور
  6. شمارهٔ ۲۰۱حبّذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
  7. شمارهٔ ۲۰۲دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  8. شمارهٔ ۲۰۳شمسه ی چین را طلوع از طرف بغتاقش نگر
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.