پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

پیغام بلبلان به گلستان که می‌برد

و احوال درد من سوی درمان که می‌برد

یعقوب را ز مصر که می‌آورد پیام

یا زو خبر به یوسف کنعان که می‌برد

ما را خیال دوست به فریاد می‌رسد

ورنی شب فراق به پایان که می‌برد

مشتاق کعبه گر نکشد رنج بادیه

چندین جفای خار مغیلان که می‌برد

گه گاه اگر نه بنده‌نوازی کند نسیم

از ما خبر به ملک خراسان که می‌برد

از بلبلان بیدل شوریده آگهی

جز باد صبحدم به گلستان که می‌برد

گفتم مکن که باز نمایم به طعنه گفت

یرغو نگر به حضرت قاآن که می‌برد

در خورد خدمتش چو ندارم بضاعتی

جان ضعیف هست به جانان که می‌برد

خواجو اگر چه بیش نخیزد ز دست تو

پای ملخ به نزد سلیمان که می‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱خیمه ی نوروز بر صحرا زدند
  2. شمارهٔ ۱۹۲سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید
  3. شمارهٔ ۱۹۳بر سر کوی تو اندیشه‌ی جان نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۱۹۴ز حال بی خبرانت خبر نمی باشد
  5. شمارهٔ ۱۹۵ای نغمه ی خوشت دم داود را شعار
  6. شمارهٔ ۱۹۶دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
  7. شمارهٔ ۱۹۷ماه یا جنتست یا رخسار
  8. شمارهٔ ۱۹۸با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.