پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

دلم دیده از دوستان برنگیرد

که بلبل دل از بوستان برنگیرد

زمن سایه ئی ماند از مهر رویش

گر آن مه ز خور سایبان برنگیرد

ببازار او نقد دل چون فرستم

که قلبست و کس رایگان برنگیرد

دلم چون کشد مهد سلطان عشقش

که یک ذرّه هفت آسمان برنگیرد

جهان مشگ و عنبر نگیرد گر آن مه

زرخ زلف عنبرفشان بر نگیرد

قد عاشقان خم نگیرد چو سنبل

گر او سنبل از ارغوان برنگیرد

اگر بیدل مهربان خاک گردد

دل از یار نامهربان برنگیرد

بجان جهان کی رسد رهرو عشق

اگر دل ز جان و جهان برنگیرد

چرا سنبل لاله پوش تو یکدم

سر از پای سرو روان برنگیرد

نیاید کنار از میان تو آنکو

حجاب کنار از میان برنگیرد

دل نازکم تاب فکرت نیارد

تن لاغرم بار جان برنگیرد

اگر من بمسجد کنم دعوت دل

بجز راه دیر مغان برنگیرد

برو آستین بیش مفشان که خواجو

بخنجر سر از آستان برنگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱وهم بسی رفت و مکانش ندید
  2. شمارهٔ ۱۶۲مهره ی مهر چو از حقّه مینا بنمود
  3. شمارهٔ ۱۶۳ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
  4. شمارهٔ ۱۶۴چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
  5. شمارهٔ ۱۶۵چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
  6. شمارهٔ ۱۶۶عجب از قافله دارم که بدر می نشود
  7. شمارهٔ ۱۶۷این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند
  8. شمارهٔ ۱۶۸توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.