پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

دل مجروح مرا آگهی از جان دادند

جان غمگین مرا مژده ی جانان دادند

پیش خسرو سخن شکّر شیرین گفتند

بزلیخا خبر از یوسف کنعان دادند

آدم غمزده را بوی بهشت آوردند

مرغ را باز بشارت ز گلستان دادند

خبر چشمه ی حیوان بسکندر بردند

مژده ی خاتم دولت بسلیمان دادند

هودج ویس بمنزلگه رامین بردند

پایه ی سلطنت شاه بدریان دادند

دعد را پرده ز رخسار رباب افکندند

ذرّه را رفعت خورشید درخشان دادند

عام را خلعت خاص از بر شاه آوردند

خضر را شربتی از چشمه ی حیوان دادند

تشنه ی بادیه را باز رساندند بآب

کشته ی معرکه را بار دگر جان دادند

باغ را رونقی از سرو روان افزودند

کاخ را زینتی از شمع شبستان دادند

مژده ی آمدن خواجه بخواجو بردند

بنده را آگهی از حضرت سلطان دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴عجب دارم گر او حالم نداند
  2. شمارهٔ ۱۵۵اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
  3. شمارهٔ ۱۵۶دل من زحمت جان برنتابد
  4. شمارهٔ ۱۵۷مرا وقتی نگاری خرگهی بود
  5. شمارهٔ ۱۵۸دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
  6. شمارهٔ ۱۵۹دلم دیده از دوستان برنگیرد
  7. شمارهٔ ۱۶۰این چه نامه ست که از کشور یار آوردند
  8. شمارهٔ ۱۶۱وهم بسی رفت و مکانش ندید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.