پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید

همچو شمعم در میان انجمن یاد آورید

صبحدم در پای گل چون با حریفان می خورید

بلبلان را بر فراز نارون یاد آورید

در چمن چون مطرب از عشّاق بنوازد نوا

از نوای نغمه ی مرغ چمن یاد آورید

جعد سنبل چون شکن گیرد ز باد صبحدم

از شکنج زلف آن پیمان شکن یاد آورید

ابر نیسانی چو لؤلؤ بارگردد در چمن

ز آب چشمم همچو لؤلؤی عدن یاد آورید

یوسف مصری گر از زندانیان پرسد خبر

از غم یعقوب در بیت الحزن یاد آورید

گر بیثرب اتفاق افتد که روزی بگذرید

ناله و آه اویس اندر قرن یاد آورید

دوستان هر دم که وصل دوستان حاصل کنید

از غم هجران بی پایان من یاد آورید

طوطی شکّر شکن وقتی که آید در سخن

ای بسا کز خواجوی شیرین سخن یاد آورید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
  2. شمارهٔ ۱۵۳بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  3. شمارهٔ ۱۵۴عجب دارم گر او حالم نداند
  4. شمارهٔ ۱۵۵اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
  5. شمارهٔ ۱۵۶دل من زحمت جان برنتابد
  6. شمارهٔ ۱۵۷مرا وقتی نگاری خرگهی بود
  7. شمارهٔ ۱۵۸دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
  8. شمارهٔ ۱۵۹دلم دیده از دوستان برنگیرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.