پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود

که مجلس با وجود او بهشت جاودانی بود

عقیقش از لطافت در قدح چون عکس می افکند

می اندر جام یاقوتی تو گوئی لعل کانی بود

جهان چون روز روشن بود بر چشمم شب تاری

تو گوئی شمع رخسارش چراغ آسمانی بود

ز آه و اشک میگونم شبی تا روز در مجلس

سماع ارغنونی و شراب ارغوانی بود

چو خضرم هر زمان می شد حیات جاودان حاصل

که می در ظلمت شب عین آب زندگانی بود

خیال قد سروآساش چون در چشم من بنشست

مرا بر جویبار دیده سرو بوستانی بود

میانش را نشان هستی اندر نیستی جستم

چو دیدم در کنار آنرا نشان از بی نشانی بود

چنان کاندر پریشانی سرافرازی کند زلفش

توانائی چشم ساحرش در ناتوانی بود

چو چشم خواجوی دلخسته گاه گوهر افشانی

همه شب کار لعل آبدارش دُرفشانی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند
  2. شمارهٔ ۱۴۷خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
  3. شمارهٔ ۱۴۸آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
  4. شمارهٔ ۱۴۹چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  5. شمارهٔ ۱۵۰آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
  6. شمارهٔ ۱۵۱بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
  7. شمارهٔ ۱۵۲دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
  8. شمارهٔ ۱۵۳بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.