پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

انکو بشکر ریزی شور از شکر انگیزد

هر دم لب شیرینش شوری دگر انگیزد

گر زانکه ترش گردد ور تلخ دهد پاسخ

از غایت شیرینی از لب شکر انگیزد

لؤلؤ ز صدف خیزد وین طرفه که هر ساعت

از لعل گهر پوشش لؤلؤی تر انگیزد

از نافه ی تاتاری بر مه فکند چنبر

وانگه بسیه کاری مشک از قمر انگیزد

گر زلف سیه روزی از چهره براندازد

ماهیست تو پنداری کز شب سحر انگیزد

برخیزم و بنشانم در مجلس اصحابش

کان فتنه چو برخیزد صد فتنه بر انگیزد

خون شد جگر از دردم و اندر غم او هر دم

از دیده ی خونبارم خون جگر انگیزد

سیمی که مرا باید از دیده شود حاصل

وجهم به ازین چبود کز چهره برانگیزد

چون یاد کند خواجو یاقوت گهر بارش

از چشم عقیق افشان عقد گهر انگیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند
  2. شمارهٔ ۱۴۶ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند
  3. شمارهٔ ۱۴۷خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
  4. شمارهٔ ۱۴۸آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
  5. شمارهٔ ۱۴۹چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  6. شمارهٔ ۱۵۰آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
  7. شمارهٔ ۱۵۱بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
  8. شمارهٔ ۱۵۲دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.