پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند

لب لعلش مدد جان نکند چون نکند

گرچه دربان ندهد راه ولیکن درویش

التماس از در سلطان نکند چون نکند

هر که زین رهگذرش پای فرو رفت بگل

میل آن سرو خرامان نکند چون نکند

چون تو در بادیه بر دست نهی آب زلال

تشنه را آرزوی آن نکند چون نکند

کافر زلف تو چون روی زایمان پیچد

قصد آزار مسلمان نکند چون نکند

طالب لعل توام کانک بظلمات افتاد

طلب چشمه ی حیوان نکند چون نکند

باغبانرا که ز غلغل همه شب خواب نبرد

شور بر مرغ سحر خوان نکند چون نکند

صبر ایوب کسی را که نباشد در رنج

حذر از محنت کرمان نکند چون نکند

چون درین مرحله خواجو اثر از گنج نیافت

ترک این منزل ویران نکند چون نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
  2. شمارهٔ ۱۴۳انکو بشکر ریزی شور از شکر انگیزد
  3. شمارهٔ ۱۴۴شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
  4. شمارهٔ ۱۴۵شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند
  5. شمارهٔ ۱۴۶ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند
  6. شمارهٔ ۱۴۷خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
  7. شمارهٔ ۱۴۸آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
  8. شمارهٔ ۱۴۹چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.