پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد

هزار عاشق دلخسته را بجان آرد

در آن دقیقه ی باریک عقل خیره شود

دلم حدیث میانش چو در میان آرد

حلاوت سخنش کام جان کند شیرین

عبارتی ز لبش هر که در بیان آرد

از آن دو نرگس مخمور ناتوان عجبست

که تیر غمزه بدینگونه در کمان آرد

اگر چو خامه سرش تا بسینه بشکافند

نه عاشقست که یک حرف بر زبان آرد

کدام قاصد فرخنده می رود که مرا

حدیثی از لب آن ماه مهربان آرد

ز راه بنده نوازی مگر نسیم صبا

ز دوستان خبری سوی دوستان آرد

چرا حرام کند خواب بر دو دیده ی من

اگر نسیم سحر خواب پاسبان آرد

کسی که وصف لب و عارضش کند خواجو

شکر بمصر برد گل بگلستان آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴در آن مجلس که جام عشق نوشتند
  2. شمارهٔ ۱۳۵سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
  3. شمارهٔ ۱۳۶دلا سود عالم زیانی نیرزد
  4. شمارهٔ ۱۳۷لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
  5. شمارهٔ ۱۳۸خسرو انجم بگه بام برآمد
  6. شمارهٔ ۱۳۹جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
  7. شمارهٔ ۱۴۰سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند
  8. شمارهٔ ۱۴۱جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.