پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند

چه آگه از من شوریده حال مسکینند

اگرچه زان لب شیرین جواب تلخ دهند

ولی به گاهِ شکر خنده جان شیرینند

به خویشتن نتوان دید حسن و منظر دوست

علی الخصوص کسانی که خویشتن بینند

کنون ز شکّر شیرین چه برخورد فرهاد

که خسروان جهان طالبان شیرینند

مگر تو فتنه نخیزی وگرنه ز اهل نشست

چه فتنه‌ها که بخیزد چو بی تو بنشینند

پرندگان هوای تو شاهبازانند

اگرچه همچو کبوتر اسیر شاهینند

ز چین زلف تو آگاه نیستند آنها

که‌اسیر طرهٔ خوبان خلخ و چینند

مُقامِرانِ محبت که پاک بازانند

کجا ز عرصهٔ مِهر تو مُهره برچینند

نظر به ظاهر شوریدگان مکن خواجو

که گنج معرفتند ارچه بی دل و دینند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
  2. شمارهٔ ۱۳۶دلا سود عالم زیانی نیرزد
  3. شمارهٔ ۱۳۷لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
  4. شمارهٔ ۱۳۸خسرو انجم بگه بام برآمد
  5. شمارهٔ ۱۳۹جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
  6. شمارهٔ ۱۴۰سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند
  7. شمارهٔ ۱۴۱جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
  8. شمارهٔ ۱۴۲از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.