پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

زهی لعل تو درّ درج منضود

عذارت آتش و زلف سیه دود

میانت چون تنم پیدای پنهان

دهانت چون دلم معدوم موجود

مریض عشق را درد تو درمان

اسیر شوق را قصد تو مقصود

چرا کردی بقول بدسگالان

طریق وصل را یکباره مسدود

گناه از بنده و عفو از خداوند

تمنا از گدا وز پادشه جود

فکندی با قیامت وعده وصل

خوشا روزی که باشد روز موعود

خلاف عهد و قطع مهر و پیوند

میان دلبران رسمیست معهود

روان کن ای نگار آتشین روی

زلالی آتشی زان آب معقود

زمن بشنو نوای نغمه ی عشق

که خوش باشد زبور از لفظ داود

بود حکمت روان بر جان خواجو

که سلطانست ایاز و بنده محمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
  2. شمارهٔ ۱۳۳پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند
  3. شمارهٔ ۱۳۴در آن مجلس که جام عشق نوشتند
  4. شمارهٔ ۱۳۵سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
  5. شمارهٔ ۱۳۶دلا سود عالم زیانی نیرزد
  6. شمارهٔ ۱۳۷لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
  7. شمارهٔ ۱۳۸خسرو انجم بگه بام برآمد
  8. شمارهٔ ۱۳۹جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.