پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند

مژده ی آمدن آن صنم چین دادند

بیدلانرا سخنی از رخ دلبر گفتند

بلبلانرا خبری از گل نسرین دادند

باسیران بلا ملک امان فرمودند

بفقیران گدا گنج سلاطین دادند

عطر مجنون همه از سنبل لیلی سودند

کام خسرو همه از شکّر شیرین دادند

سوز پروانه دگر در دل شمع افکندند

مهر او رنگ بگلچهر خور آئین دادند

خضر را آگهی از آب حیات آوردند

نامه ی ویس گلندام برامین دادند

روی اقبال بسوی من مسکین کردند

شادی گمشده را با من غمگین دادند

بسها پرتوی از نور قمر بخشیدند

بگیا نکهت انفاس ریاحیان دادند

جان بشکرانه ده ایدل که کنون خواجو را

کام دل زان لب جان پرور شیرین دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
  2. شمارهٔ ۱۳۰زهی لعل تو درّ درج منضود
  3. شمارهٔ ۱۳۱چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  4. شمارهٔ ۱۳۲خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
  5. شمارهٔ ۱۳۳پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند
  6. شمارهٔ ۱۳۴در آن مجلس که جام عشق نوشتند
  7. شمارهٔ ۱۳۵سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
  8. شمارهٔ ۱۳۶دلا سود عالم زیانی نیرزد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.