پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود

که مبتلا بُود آنکس که مبتلای تو نبود

چو خاک می شوم آن به که خاکپای تو باشم

که خاک بر سر آنکس که خاک پای تو نبود

اسیر بند شود هر که بنده ی تو نگردد

جفای خویش کشد هر که آشنای تو نبود

ز دیده دست بشویم اگرنه روی تو بیند

ز سر طمع ببرم گر در و هوای تو نبود

بر آتش افکنم آندل که در غم تو نسوزد

بباد برد هم آن جان که از برای تو نبود

بجز ثنای تو نبود همیشه ورد زبانم

که حرز بازوی جانم بجز دعای تو نبود

بُود بجای منت صد هزار دوست ولیکن

بدوستی که مرا هیچکس بجای تو نبود

دلم وفای تو ورزد چرا که هیچ نیرزد

دلی که بسته ی گیسوی دلگشای تو نبود

گدای کوی تو بودن ز ملک روی زمین به

که سلطنت نکند هر که او گدای تو نبود

چو سر ز خاک بر آرند هر کسی بامیدی

امید اهل مودّت بجز لقای تو نبود

ترا بچشم تو بینم چرا که دیده ی خواجو

سزای دیدن روی طرب فزای تو نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند
  2. شمارهٔ ۱۲۸باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
  3. شمارهٔ ۱۲۹آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
  4. شمارهٔ ۱۳۰زهی لعل تو درّ درج منضود
  5. شمارهٔ ۱۳۱چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  6. شمارهٔ ۱۳۲خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
  7. شمارهٔ ۱۳۳پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند
  8. شمارهٔ ۱۳۴در آن مجلس که جام عشق نوشتند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.