پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

صبح چون گلشن جمال تو دید

بر عروسان بوستان خندید

نام لعلت چو بر زبان راندم

از لبم آب زندگی بچکید

صبحدم حرز هفت هیکل چرخ

از سر مهر بر رخ تو دمید

مرغ جان در هوات پر می زد

بال زد وز پیت روان بپرید

هر که شد مشتری مهر رخت

خرمن مه به نیم جو نخرید

وانک چون دیده دید روی ترا

خویشتن را بهیچ روی ندید

سرمکش زانک از چمن بیرون

سرو تا سر کشید سر نکشید

در رهن خاک راه شد خواجو

لیک برگرد مرکبت نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴یارش نتوان گفت که از یار بنالد
  2. شمارهٔ ۱۲۵وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
  3. شمارهٔ ۱۲۶مردان این قدم را باید که سر نباشد
  4. شمارهٔ ۱۲۷دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند
  5. شمارهٔ ۱۲۸باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
  6. شمارهٔ ۱۲۹آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
  7. شمارهٔ ۱۳۰زهی لعل تو درّ درج منضود
  8. شمارهٔ ۱۳۱چون ترک من سپاه حبش برختن زند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.