پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود

از گرستن دیده نتوانست یک ساعت غنود

مردم چشم مرا خون دل از سر می گذشت

گرچه کار دیده از خونابه ی دل می گشود

آه آتش بار من هر دم بر آوردی چو باد

از نهاد نه رواق چرخ دود اندود دود

صدمه ی غوغای من ستر کواکب می درید

صیقل فریاد من زنگار گردون می زدود

از دل آتش می زدم در صدره ی خارای کوه

زانسبب کوه گرانم دل گرانی می نمود

هر نفس آهم ز شاخ سدره آتش می فروخت

هر دم افغانم کلاه از فرق فرقد می ربود

مطرب بلبل نوای چرخ می زد بر رباب

هر ترنم کز ترنم ساز طبعم می شنود

بخت بیدارم در خلوت بزد کای بی خبر

دولت آمد خفته ئی برخیز و در بگشای زود

من ز شادی بیخود از خلوتسرا جستم برون

سروری دیدم که فرقش سطح گردون می بسود

کار خواجو یافت از دیدار میمونش نظام

انتظاری رفت لیکن عاقبت محمود بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
  2. شمارهٔ ۱۲۰ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
  3. شمارهٔ ۱۲۱کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
  4. شمارهٔ ۱۲۲صبح چون گلشن جمال تو دید
  5. شمارهٔ ۱۲۳یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد
  6. شمارهٔ ۱۲۴یارش نتوان گفت که از یار بنالد
  7. شمارهٔ ۱۲۵وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
  8. شمارهٔ ۱۲۶مردان این قدم را باید که سر نباشد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.