پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود

کابرویش چاچی کمان و نوک مژگان تیر بود

گه ز چین زلف او صد شور در چین می فتاد

گه ز چشم جادوش صد فتنه در کشمیر بود

دوش ترکی تیغ زن را مست می دیدم بخواب

چون بدیدم چشم شوخ دلبرم تعبیر بود

غنچه در مهد زمرّد در تبسم بود و باز

بلبل شب خیز کارش ناله ی شبگیر بود

چنگ در زنجیر زلفش چون زدم دیوانه وار

زیر هر مویش دلی دیوانه در زنجیر بود

نقش می بستم کزو یکباره دامن درکشم

لیکن از شوقم سرشک دیده دامنگیر بود

پیر دیدم دوش می گفت ای جوانان بنگرید

کاین جوان خسته خاطر در محبت پیر بود

گفتم از قیدش بدانائی برون آیم ولیک

آنچنان تدبیر کردم وینچنین تقدیر بود

بامدادان چون بر آمد ماه بی مهرم ببام

زیر بامش کار خواجو ناله های زیر بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲صبح چون گلشن جمال تو دید
  2. شمارهٔ ۱۲۳یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد
  3. شمارهٔ ۱۲۴یارش نتوان گفت که از یار بنالد
  4. شمارهٔ ۱۲۵وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
  5. شمارهٔ ۱۲۶مردان این قدم را باید که سر نباشد
  6. شمارهٔ ۱۲۷دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند
  7. شمارهٔ ۱۲۸باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
  8. شمارهٔ ۱۲۹آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.