پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

ما بر کنار و با تو کمر در میان بماند

وان چشم پر خمار چنان ناتوان بماند

از پیش من برفتی و خون دل از پیت

از چشم من روان شد و چشمم در آن بماند

گفتم که نکته ئی زدهانت کنم بیان

از شور پسته ات سخنم در دهان بماند

بر خاک درگه تو چو دوشم مقام بود

جانم بر آستان که بر آن آستان بماند

باد صبا که شد بهوای تو سوی باغ

چندین ببوی زلف تو در بوستان بماند

فرهاد اگرچه با غم عشق از جهان برفت

لیکن حدیث سوز غمش در جهان بماند

خواجو ز بسکه وصف میان تو شرح داد

او از میان برفت و سخن در میان بماند

در عشق داستان شد و چون از جهان برفت

با دوستان محرمش این داستان بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
  2. شمارهٔ ۱۱۶کاروان ختنی مشک ختا می آرد
  3. شمارهٔ ۱۱۷دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
  4. شمارهٔ ۱۱۸گویی بت من چون ز شبستان بدر آید
  5. شمارهٔ ۱۱۹صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
  6. شمارهٔ ۱۲۰ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
  7. شمارهٔ ۱۲۱کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
  8. شمارهٔ ۱۲۲صبح چون گلشن جمال تو دید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.