پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

ماه من مشک سیه در دامن گل می کند

سایبان آفتاب از شاخ سنبل می کند

گرچه از روی خرد دور تسلسل باطلست

خطّ سبزش حکم بر دور تسلسل می کند

هرگز از جام می لعلش نمی باشد خمار

می پرستی کو ببادامش تنقّل می کند

راستی را شاخ عرعر می درفشد همچو بید

کان سهی سرو روان میل تمایل می کند

جادوی چشمش قلم در سحر بابل می کشد

سبزی خطّش سزا در دامن گل می کند

آنک ما را می تواند سوختن درمان ما

می تواند ساختن لیکن تغافل می کند

گفت اگر کام دلت باید ز وصلم جان بده

می دهم گر لعل جان بخشش تقبّل می کند

در برم دل همچو مهر از تاب لرزان می شود

چون فراق آن مه تابان تحمّل می کند

نرگسش گوید که فرض عین باشد قتل تو

جان برشوة می دهم گر این تفضّل می کند

ای گل ار برگ نوای بلبل مستت بود

باد پندار ار صبا انکار بلبل می کند

گر ندارد با دل سرگشته ی خواجو نزاع

هندوی زلفش چرا بروی تطاول می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳ما بر کنار و با تو کمر در میان بماند
  2. شمارهٔ ۱۱۴ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
  3. شمارهٔ ۱۱۵یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
  4. شمارهٔ ۱۱۶کاروان ختنی مشک ختا می آرد
  5. شمارهٔ ۱۱۷دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
  6. شمارهٔ ۱۱۸گویی بت من چون ز شبستان بدر آید
  7. شمارهٔ ۱۱۹صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
  8. شمارهٔ ۱۲۰ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.