پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

ابروی تو طاق است که پیوسته هلالست

ز آنرو که هلال ار نشود بدر محالست

بر روی تو خال حبشی هر که ببیند

گوید که مگر خازن فردوس بلالست

پیوسته هلالست ترا حاجب خورشید

وین طرفه که چشم سیهت ابن هلالست

آن دل که سفر کرده بچین سر زلفت

یا رب که در آن شام غریبان بچه حالست

هندو بچه ی خال سیاه تو بصد وجه

هندوچه ی بستان جمالست نه خالست

گفتم که خیال تو کند مرهم ریشم

لیکن چو نظر می کنم این نیز خیالست

مستسقی سرچشمه ی نوش تو بر آتش

می سوزد و چشمش همه در آب زلالست

گردن مکش ای شمع گرت در قدم افتد

پروانه ی دلسوخته چون سوخته بالست

امروز که مرغان چمن در طیرانند

مرغ دل من بی پر و بالست و بالست

نون شد قد همچون الفم بیتو ولیکن

بر حال پریشانی من زلف تو دالست

از دیده ی خواجو نرود گلشن رویت

زانرو که جمالت گل بستان کمالست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹زلف لیلی‌صفتت دام دل مجنون است
  2. شمارهٔ ۱۰۰دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست
  3. شمارهٔ ۱۰۱هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
  4. شمارهٔ ۱۰۲کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
  5. شمارهٔ ۱۰۳میانش موئی و شیرین دهان هیچ
  6. شمارهٔ ۱۰۴حیات‌بخش بُود باده خاصه وقت صبوح
  7. شمارهٔ ۱۰۵بنوش لعل مذاب از زمرّدین اقداح
  8. شمارهٔ ۱۰۶سپیده دم که صبا دامن سمن بدرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.