پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست

طوطی خوش نغمه را از شکرستان چاره نیست

گر دلم نشکیبد از دیدار مه رویان رواست

ذرّه را از طلعت خورشید رخشان چاره نیست

صبحدم چون گل بشکر خنده بگشاید دهن

از خروش و ناله ی مرغ سحر خوان چاره نیست

تا تو در چشمی مرا از گریه خالی نیست چشم

ماه چون در برج آبی شد ز باران چاره نیست

رشته ی دندانت از چشمم نمی گردد جدا

لؤلؤ شهوار را از بحر عمّان چاره نیست

از دل تنگم کجا بیرون توانی رفت از آنک

گنج لطفی گنج را در کنج ویران چاره نیست

دور گردون چون مخالف می شود عشّاق را

در عراق ار راست گویی از سپاهان چاره نیست

مردم از اندوه از کرمان نمی یابم خلاص

ای عزیزان هر که مرد او را ز کرمان چاره نیست

خواجو ار در ظلمت شب باده نوشد گو بنوش

خضر را در تیرگی از آب حیوان چاره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
  2. شمارهٔ ۸۹مرا یاقوت او قوت روانست
  3. شمارهٔ ۹۰دلم با مردم چشمت چنانست
  4. شمارهٔ ۹۱گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
  5. شمارهٔ ۹۲با منت کینه و با جمله صفاست
  6. شمارهٔ ۹۳سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت
  7. شمارهٔ ۹۴گر از جور جانان ننالی رواست
  8. شمارهٔ ۹۵آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.