پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست

آتش روی تو در عین لطافت آبیست

نیست در دور خطت دور تسلسل باطل

که خط سبز تو از دور تسلسل بابیست

تا شد ابروی کژت فتنه ی هر گوشه نشینی

ای بسا فتنه که در گوشه ی هر محرابیست

زلف هندی توام دوش بخواب آمده بود

بس پریشانم ازین زانک پریشان خوابیست

پرتو روی چو ماه تو در آن زلف سیاه

راستی را چه شب تیره و خوش مهتابیست

آنک گویند که عنّاب نشاند خون را

بیتو هر قطره ئی از خون دلم عنابیست

آفتابیست که از اوج شرف می تابد

یا بت ماست که در هر خم زلفش تابیست

من ازین در نروم زانک بهر باب که هست

پیش خواجو درش از روضه رضوان بابیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲ایکه زلف سیهت بر گل روی آشفته‌ست
  2. شمارهٔ ۸۳ای من زدو چشم نیم مستت مست
  3. شمارهٔ ۸۴چو از برگ گلشن سنبل دمیده‌ست
  4. شمارهٔ ۸۵آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
  5. شمارهٔ ۸۶اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
  6. شمارهٔ ۸۷بتی که طرّه او مجمع پریشانیست
  7. شمارهٔ ۸۸هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
  8. شمارهٔ ۸۹مرا یاقوت او قوت روانست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.