پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

آنچه نماز زنده دلان جز نیاز نیست

و آنرا که در نیاز نبینی نماز نیست

مشتاق را بقطع منازل چه حاجتست

کاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست

رهبانت ار بدیر مغان راه می دهد

آنجا مقام کن که در کعبه باز نیست

گرزانکه راه سوختگان می زنی رواست

چیزی بگو بساز که حاجت بساز نیست

بازار قتل باز چو نیکو نظر کنی

صیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست

دردی کشان جام فنا کز پی نیاز

جز نیستی بهیچ عطاشان نیاز نیست

محمود را رسد که زند کوس سلطنت

کز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست

عشق مجاز در ره معنی حقیقتست

عشق ارچه پیش اهل حقیقت مجاز نیست

آن یار نازنین اگرت تیغ می زند

خواجو متاب روی که حاجت بناز نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸رخش با آب و آتش در نقابست
  2. شمارهٔ ۷۹گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارست
  3. شمارهٔ ۸۰ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
  4. شمارهٔ ۸۱شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشست
  5. شمارهٔ ۸۲ایکه زلف سیهت بر گل روی آشفته‌ست
  6. شمارهٔ ۸۳ای من زدو چشم نیم مستت مست
  7. شمارهٔ ۸۴چو از برگ گلشن سنبل دمیده‌ست
  8. شمارهٔ ۸۵آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.