پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست

وی مرغ سلیمان خبر آخر ز سبا چیست

در سلسله ی زلف سراسیمه ی لیلی

حال دل مجنون پراکنده ی ما چیست

بر خاک رهش سر بنهادیم ولیکن

سلطان خبرش نیست که احوال گدا چیست

با آنکه طبیب دل ریشست بگوئید

کز درد بمردیم بفرما که دوا چیست

گر زانک نرنجیده ئی از ما بخطائی

چین در خم ابروی توای ترک ختا چیست

چون دل ز پیت رفت و خطا کرد سزا یافت

دزدیده اگر دیده ترا دید سزا چیست

گر تیغ زنی ور بنوازی بمرادت

دادیم رضا تا پس ازین حکم قضا چیست

دی نرگست از عربده می گفت که خواجو

کام دل یکتای تو زان زلف دو تا چیست

در حضرت سلطان چمن چون همه بادست

چندین همه آمد شدن پیک صبا چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
  2. شمارهٔ ۷۲تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  3. شمارهٔ ۷۳جانم از غم بلب رسیده ی تست
  4. شمارهٔ ۷۴ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
  5. شمارهٔ ۷۵ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
  6. شمارهٔ ۷۶آنچه نماز زنده دلان جز نیاز نیست
  7. شمارهٔ ۷۷این چنین صورت گر از آب و گلست
  8. شمارهٔ ۷۸رخش با آب و آتش در نقابست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.