پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

ای جان جهان جان و جهان برخی جانت

داریم تمنّای کناری ز میانت

چون وصف دهان تو کنم زانکه در آفاق

من هیچ ندیدم بلطافت چو دهانت

گو شرح تو ای آیت خوبی دگری گوی

زان باب که من عاجزم از کنه بیانت

گر مدعی از نوک خدنگت سپر انداخت

من سینه سپر ساخته ام پیش سنایت

ای گلبن خندان بچنین حسن و لطافت

کی رونق بستان ببرد باد خزانت

هر لحظه ترا با دگران گفت و شنیدی

وز دور من خسته بحسرت نگرانت

گر خلق کنندم سپر تیر ملامت

من باز نگیرم نظر از تیر و کمانت

تا رخت تصوّف بخرابات نیاری

در بتکده کی راه دهد پیر مغانت

باید که نشان در میخانه بپرسی

ور نی ز جهان محو شود نام و نشانت

خواجو نکشد میل دلت سوی صنوبر

گر دست دهد صحبت آن سرو روانت

زینسان که توئی غرقه ی دریای مودّت

گر خاک شوی باد نیارد بکرانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
  2. شمارهٔ ۶۸سحرگه ماه عقرب زلف من مست
  3. شمارهٔ ۶۹ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
  4. شمارهٔ ۷۰بهار روی تو بازار مشتری بشکست
  5. شمارهٔ ۷۱عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
  6. شمارهٔ ۷۲تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  7. شمارهٔ ۷۳جانم از غم بلب رسیده ی تست
  8. شمارهٔ ۷۴ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.