پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست

لفظ خوشت زلؤلؤ منثور خوشترست

عکس رخ تو در شکن طرّه ی سیاه

از نور شمع در شب دیجور خوشترست

صحبت خوشست لیکن اگر نیک بنگری

جادوی ناتوان تو رنجور خوشترست

بشکن خمار من به لب لعل جان فزای

کان چشم مست تست که مخمور خوشترست

مشنو که روضه بی می و معشوق خوش بُود

زیرا که ناله ی دُهُل از دور خوشترست

عشرت خوشست خاصه در ایام نوبهار

لیکن بدور دختر انگور خوشترست

در پای گل ترنّم بلبل خوشست لیک

آواز چنگ و نغمه ی طنبور خوشترست

منظور اگر نظر بُودش با تو خوش بُود

اما نظر بطلعت منظور خوشترست

گفتم کمند زلف تو معذورم ارکشم

در تاب رفت و گفت که معذور خوشترست

خواجو کنونکه موکب سلطان گل رسید

بستان خوشست و مجلس دستور خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸سحرگه ماه عقرب زلف من مست
  2. شمارهٔ ۶۹ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
  3. شمارهٔ ۷۰بهار روی تو بازار مشتری بشکست
  4. شمارهٔ ۷۱عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
  5. شمارهٔ ۷۲تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  6. شمارهٔ ۷۳جانم از غم بلب رسیده ی تست
  7. شمارهٔ ۷۴ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
  8. شمارهٔ ۷۵ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.