پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست

سروم از ریحان تر برگل نقاب انداختست

بر کنار لاله زار عارضش باد صبا

سنبل سیراب را در پیچ و تاب انداختست

حلقه های جعد چین بر چین مه فرسای را

یک بیک در حلق جانم چون طناب انداختست

تا کند مرغ دلم را چون کبوتر پای بند

بر کنار دانه دام از مشک ناب انداختست

آن دو هندوی سیه کار کمند انداز را

همچو دزدان بسته و بر آفتاب انداختست

منکه چون زلفش شدم سر حلقه ی شوریدگان

حلقه وارم بر در آیا از چه باب انداختست

مردم چشم ارز چشم من بیفتد دور نیست

چون بخونریزی سپر بر روی آب انداختست

ساقی مستان که هوش می پرستان می برد

گوئیا بیهوش دارو در شراب انداختست

در رهش خواجو بآب دیده و خون جگر

دل چو دریا کرده و خر در خلاب انداختست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ای جان جهان جان و جهان برخی جانت
  2. شمارهٔ ۶۶بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
  3. شمارهٔ ۶۷دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
  4. شمارهٔ ۶۸سحرگه ماه عقرب زلف من مست
  5. شمارهٔ ۶۹ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
  6. شمارهٔ ۷۰بهار روی تو بازار مشتری بشکست
  7. شمارهٔ ۷۱عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
  8. شمارهٔ ۷۲تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.