پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترست

گفت خاموش که آن فتنه دور قمرست

گفتم آن زلف و جبینم بچنین روز نشاند

گفت کان زلف و جبین نیست که شام و سحرست

گفتم ای جان جهان از من مسکین بگذر

گفت بگذر ز جهان زانکه جهان برگذرست

گفتمش قد بلنت بصنوبر ماند

گفت کاین دلشده را بین که چه کوته نظرست

گفتمش خون جگر چند خورم در غم عشق

گفت داروی دلت صبر و غذایت جگرست

گفتمش درد من از صبر بتر می گردد

گفت درد دل این سوخته دلمان بترست

گفتمش ناله شبهای مرا نشنیدی

گفت از افغان توام شب همه شب دردسرست

گفتمش کار من از دست تو در پا افتاد

گفت این سر سبک امروز ز دستی دگرست

گفتمش کام دل خسته خواجو لب تست

گفت شک نیست که کام دل طوطی شکرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست
  2. شمارهٔ ۶۵ای جان جهان جان و جهان برخی جانت
  3. شمارهٔ ۶۶بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
  4. شمارهٔ ۶۷دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
  5. شمارهٔ ۶۸سحرگه ماه عقرب زلف من مست
  6. شمارهٔ ۶۹ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
  7. شمارهٔ ۷۰بهار روی تو بازار مشتری بشکست
  8. شمارهٔ ۷۱عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.