پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

غزلیات

۳۷۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
  2. شمارهٔ ۱۲۲ صبح چون گلشن جمال تو دید
  3. شمارهٔ ۱۲۳ یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد
  4. شمارهٔ ۱۲۴ یارش نتوان گفت که از یار بنالد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
  6. شمارهٔ ۱۲۶ مردان این قدم را باید که سر نباشد
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند
  8. شمارهٔ ۱۲۸ باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
  9. شمارهٔ ۱۲۹ آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
  10. شمارهٔ ۱۳۰ زهی لعل تو درّ درج منضود
  11. شمارهٔ ۱۳۱ چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  12. شمارهٔ ۱۳۲ خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
  13. شمارهٔ ۱۳۳ پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند
  14. شمارهٔ ۱۳۴ در آن مجلس که جام عشق نوشتند
  15. شمارهٔ ۱۳۵ سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
  16. شمارهٔ ۱۳۶ دلا سود عالم زیانی نیرزد
  17. شمارهٔ ۱۳۷ لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
  18. شمارهٔ ۱۳۸ خسرو انجم بگه بام برآمد
  19. شمارهٔ ۱۳۹ جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
  20. شمارهٔ ۱۴۰ سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند
  21. شمارهٔ ۱۴۱ جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
  22. شمارهٔ ۱۴۲ از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
  23. شمارهٔ ۱۴۳ انکو بشکر ریزی شور از شکر انگیزد
  24. شمارهٔ ۱۴۴ شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
  25. شمارهٔ ۱۴۵ شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند
  26. شمارهٔ ۱۴۶ ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند
  27. شمارهٔ ۱۴۷ خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
  28. شمارهٔ ۱۴۸ آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
  29. شمارهٔ ۱۴۹ چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  30. شمارهٔ ۱۵۰ آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
  31. شمارهٔ ۱۵۱ بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
  32. شمارهٔ ۱۵۲ دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
  33. شمارهٔ ۱۵۳ بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  34. شمارهٔ ۱۵۴ عجب دارم گر او حالم نداند
  35. شمارهٔ ۱۵۵ اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
  36. شمارهٔ ۱۵۶ دل من زحمت جان برنتابد
  37. شمارهٔ ۱۵۷ مرا وقتی نگاری خرگهی بود
  38. شمارهٔ ۱۵۸ دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
  39. شمارهٔ ۱۵۹ دلم دیده از دوستان برنگیرد
  40. شمارهٔ ۱۶۰ این چه نامه ست که از کشور یار آوردند
  41. شمارهٔ ۱۶۱ وهم بسی رفت و مکانش ندید
  42. شمارهٔ ۱۶۲ مهره ی مهر چو از حقّه مینا بنمود
  43. شمارهٔ ۱۶۳ ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
  44. شمارهٔ ۱۶۴ چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
  45. شمارهٔ ۱۶۵ چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
  46. شمارهٔ ۱۶۶ عجب از قافله دارم که بدر می نشود
  47. شمارهٔ ۱۶۷ این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند
  48. شمارهٔ ۱۶۸ توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُرد
  49. شمارهٔ ۱۶۹ مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
  50. شمارهٔ ۱۷۰ شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
  51. شمارهٔ ۱۷۱ وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
  52. شمارهٔ ۱۷۲ مه را اگر از مشک زره پوش توان کرد
  53. شمارهٔ ۱۷۳ گل اندامی که گلگون می دواند
  54. شمارهٔ ۱۷۴ اندم که نه شمع و نه لگن بود
  55. شمارهٔ ۱۷۵ گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود
  56. شمارهٔ ۱۷۶ چون طرّه عنبر شکنش در شکن افتد
  57. شمارهٔ ۱۷۷ ماجرائی که دل سوخته می پوشاند
  58. شمارهٔ ۱۷۸ من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد
  59. شمارهٔ ۱۷۹ چون خطّ تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
  60. شمارهٔ ۱۸۰ عید آمد و آن ماه دلافروز نیامد

متن اشعار به نقل از گنجور.