پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی

جنید شیرازی

غزلیات

۸۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ الهی واقفی بر حال و کارم
  2. شمارهٔ ۲ شرمساریم ز عصیان تو یا رب توبه
  3. شمارهٔ ۳ نامه سیه کرده‌ایم بار خدایا ببخش
  4. شمارهٔ ۴ دلم بسوخت ز فکرت دوای دل ز که جویم
  5. شمارهٔ ۵ منم به جان و دل از حضرت اله خجل
  6. شمارهٔ ۶ هر دم از شرم گنه ریزان شود آبم ز چشم
  7. شمارهٔ ۷ گذشت عمر و نکردیم هیچ‌کار دریغ
  8. شمارهٔ ۸ ای دل غافل زمان کار‌سازی کردن است
  9. شمارهٔ ۹ مِسکنت پیشه کن که زیرا زود
  10. شمارهٔ ۱۰ غم ایمان و خوف دینت نیست
  11. شمارهٔ ۱۱ هر کس که با بلای خدا صبر کرده است
  12. شمارهٔ ۱۲ بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم
  13. شمارهٔ ۱۳ ای لطف بی‌نهایت تو دست‌گیر ما
  14. شمارهٔ ۱۴ ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی
  15. شمارهٔ ۱۵ کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  16. شمارهٔ ۱۶ ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  17. شمارهٔ ۱۷ تا بوی روح پرور او در مشام ماست
  18. شمارهٔ ۱۸ گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
  19. شمارهٔ ۱۹ هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
  20. شمارهٔ ۲۰ نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است
  21. شمارهٔ ۲۱ چه می بود این که مستان را به یک ره بی‌‎خبر کردی
  22. شمارهٔ ۲۲ سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
  23. شمارهٔ ۲۳ کر از دل بستری زنگار زنگار
  24. شمارهٔ ۲۴ ملک کونین به آوازه ما می‌نرسد
  25. شمارهٔ ۲۵ روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
  26. شمارهٔ ۲۶ مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم
  27. شمارهٔ ۲۷ گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
  28. شمارهٔ ۲۸ دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد
  29. شمارهٔ ۲۹ دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
  30. شمارهٔ ۳۰ هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم
  31. شمارهٔ ۳۱ مرا دلی‌ست که با عشق بر نمی‌آید
  32. شمارهٔ ۳۲ هدهد ما دگر از ملک به ما می‌نرسد
  33. شمارهٔ ۳۳ به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی
  34. شمارهٔ ۳۴ چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
  35. شمارهٔ ۳۵ حدیث عشق دردآمیز باشد
  36. شمارهٔ ۳۶ تویی که وصل تو کام دل حزین من است
  37. شمارهٔ ۳۷ به بوی وصل تو می‌پروریم جان در تن
  38. شمارهٔ ۳۸ گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی
  39. شمارهٔ ۳۹ تویی که حکم تو بر جان من روان باشد
  40. شمارهٔ ۴۰ اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
  41. شمارهٔ ۴۱ بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم
  42. شمارهٔ ۴۲ حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
  43. شمارهٔ ۴۳ عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
  44. شمارهٔ ۴۴ ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
  45. شمارهٔ ۴۵ من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
  46. شمارهٔ ۴۶ آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
  47. شمارهٔ ۴۷ ما اگر زاهد و اگر رندیم
  48. شمارهٔ ۴۸ شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
  49. شمارهٔ ۴۹ دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن
  50. شمارهٔ ۵۰ در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم
  51. شمارهٔ ۵۱ آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز
  52. شمارهٔ ۵۲ سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
  53. شمارهٔ ۵۳ ای چشم و رخ تو زهره و ماه
  54. شمارهٔ ۵۴ می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند
  55. شمارهٔ ۵۵ به دور گل نگران جمال او می‌باش
  56. شمارهٔ ۵۶ سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد
  57. شمارهٔ ۵۷ چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست
  58. شمارهٔ ۵۸ هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست
  59. شمارهٔ ۵۹ بر خاک آستانش دارم سر گدایی
  60. شمارهٔ ۶۰ آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید

متن اشعار به نقل از گنجور.