پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم

واحسرتا که عمر به غفلت گذاشتیم

بر باد رفت خرمن عمر ای دریغ و درد

حسرت کنون چه سود که تخمی نکاشتیم

جز صورت محال خیال امل نبود

آن نقش‌ها که بر ورق دل نگاشتیم

مشغول کار دنیی و فارغ ز آخرت

گویی که اعتقاد به مردن نداشتیم

آخر شدیم خسته و سرکوفته چو مار

زآن اژدهای حرص که بر خود گماشتیم

سیلاب مرگ زیر و زبر کرد عاقبت

کاشانه را که سر به فلک برفراشتیم

هر شام امید صبح نداریم وز غرور

آن شب نگشته روز طلب‌کار چاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی
  2. شمارهٔ ۱۵کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  3. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  4. شمارهٔ ۱۷تا بوی روح پرور او در مشام ماست
  5. شمارهٔ ۱۸گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
  6. شمارهٔ ۱۹هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
  7. شمارهٔ ۲۰نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است
  8. شمارهٔ ۲۱چه می بود این که مستان را به یک ره بی‌‎خبر کردی
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.