پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم

سیل‌آب خون ز دیده مردم روان کنم

عارف هزار ناله برآرد ز بی‌خودی

گر شمه‌ای ز شرح جمالت بیان کنم

گر بر درت مجال‌گهی کوچکم بود

حاشا که التفات به ملک جهان کنم

گر تاج و تخت کسری و خاقان مرا دهند

دریوزه نیم شب هم از این آستان کنم

یا رب نشان ز محمل یارم که می‌دهد

تا جان فدای در قدم ساربان کنم

گشتم در آرزوی کنار تو هم‌چو موی

باشد که دست با کمرت در میان کنم

مشکین شود مشام دل از بوی زلف او

چون باد آن کلاله عنبرفشان کنم

آب حیات رشک برد بر حدیث من

گر من روایت سخنی زآن دهان کنم

تا در جهان به شفق تو نامی برآورم

هم‌چون (جنید) نام تو ورد زبان کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است
  2. شمارهٔ ۲۱چه می بود این که مستان را به یک ره بی‌‎خبر کردی
  3. شمارهٔ ۲۲سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
  4. شمارهٔ ۲۳کر از دل بستری زنگار زنگار
  5. شمارهٔ ۲۴ملک کونین به آوازه ما می‌نرسد
  6. شمارهٔ ۲۵روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
  7. شمارهٔ ۲۶مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم
  8. شمارهٔ ۲۷گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.