پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم

تا شبی در حرم وصل تو خوش‌دل خفتیم

اشک خون بر دل ما گشت روان بسیاری

تا به الماس بیان گوهر معنی سفتیم

سروری می‌طلبی خاک ره مردان باش

با تو ما این سخن از عالم باری گفتیم

سخن راه روان است که گر نشناسیم

جای آن است که از مقصد خود دور افتیم

این سعادت هم از آن است که در مکتب عشق

هر چه استاد خرد گفت به جان پذرفتیم

مهر سلطان بقا در دل ما منزل نیست

که به جاروب فنا صحن فنایش رفتیم

طاق گشتیم ز لذات جهان هم‌چو (جنید)

تا به امروز که با شاهد معنی جفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ملک کونین به آوازه ما می‌نرسد
  2. شمارهٔ ۲۵روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
  3. شمارهٔ ۲۶مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم
  4. شمارهٔ ۲۷گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
  5. شمارهٔ ۲۸دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد
  6. شمارهٔ ۲۹دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
  7. شمارهٔ ۳۰هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم
  8. شمارهٔ ۳۱مرا دلی‌ست که با عشق بر نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.