پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

روز ازل که از تن خاکی اثر نبود

جان را بجز هوار تو کار دگر نبود

خاص از برای عشق تو در عالم آمدم

ور نه مرا ز کوی تو عزم سفر نبود

اول تو‌ام ز خویش خبر دادی ار نه من

بودم به حالتی که ز خویشم خبر نبود

در کائنات اگر چه نظر کردم از هوس

حقا که جز جمال توام در نظر نبود

گفتم در این طریق به جایی رسم ولی

هر جانبی که رفتم از او ره به در نبود

در گاه عشق او دل و جانم ز دست رفت

دل خود نداشت قدری و جان را خطر نبود

در چار سوی عشق دویدم به هیچ وجه

آن را رواج تقوی و علم و هنر نبود

دل خواست تا به حضرت تو دگر تحفه‌ای برد

با او جز آب دیده و سوز جگر نبود

پنداشت جان که ناله او کارگر شود

واحسرتا که ناله او کارگر نبود

کی محرم حریم وصالش شود کسی

کاو را بر آستانه مجال گذر نبود

از سر بدار دست که در بارگاه عشق

آن کس نهاد پای که در بند سر نبود

از دولت وصال تو محرم نشد (جنید)

بی‌چاره را ز بخت نصیبی مگر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
  2. شمارهٔ ۲۸دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد
  3. شمارهٔ ۲۹دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
  4. شمارهٔ ۳۰هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم
  5. شمارهٔ ۳۱مرا دلی‌ست که با عشق بر نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۳۲هدهد ما دگر از ملک به ما می‌نرسد
  7. شمارهٔ ۳۳به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی
  8. شمارهٔ ۳۴چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.