پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی

که در فراق ندارم مجال خوردی و خوابی

نیازمندی جانم به خاک‌بوس جنابت

گذشت از آن که محاسب در او رسد به حسابی

اگر شکایت هجران هزار سال نویسم

هنوز معنی حرفی نگفته‌ام ز کتابی

عجب که چاکر دیرینه را عزیز نکردی

به پرسشی و سلامی و نامه‌ای و خطابی

دو صد رساله خونین به آب دیده نوشتم

کز آن دیار نیامد بدین غریب جوابی

به بوی آن که بیابم نواله‌ای ز نوالت

دلم ز آتش حسرت بسوخت هم‌چو کبابی

زبان خامه به یاد شکسته حال بگردان

گرم ز دست برآید بدین وسیله ثوابی

مرا خیال تو باشد انیس خاطر محزون

چو تشنه‌ای که دل خویش خوش کند به سرابی

زهی سعادت اگر بنده آن مجال بیابد

که عرض قصه کند در چنان رفیع جنابی

(جنید) وفق غمش کن خرابه دل غمگین

که جای گنج نباشد برون ز کنج خرابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵حدیث عشق دردآمیز باشد
  2. شمارهٔ ۳۶تویی که وصل تو کام دل حزین من است
  3. شمارهٔ ۳۷به بوی وصل تو می‌پروریم جان در تن
  4. شمارهٔ ۳۸گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی
  5. شمارهٔ ۳۹تویی که حکم تو بر جان من روان باشد
  6. شمارهٔ ۴۰اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
  7. شمارهٔ ۴۱بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم
  8. شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.