پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید

ای بسا پیر که از خرقه به زنار آید

شاهد خلوت ما روی به کس ننماید

مگر آن دم که حریف از همه بیزار آید

آن گه انکار کند حال مرا در غم عشق

پرده بردار که در حال به اقرار آید

خرقه‌ای بر سر زنار فرو می‌پوشم

آه از آن روز که این راز به گفتار آید

ای بسا رند خرابات که ناگه ز قضا

محرم راز سراپرده اسرار آید

وی بسا پیر مناجات که زنار مغان

در میان بندد و از کعبه به خمار آید

ای (جنید) آن که چون منصور زند لاف از عشق

پایه اولش آن است که بر دار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
  2. شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
  3. شمارهٔ ۴۴ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
  4. شمارهٔ ۴۵من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
  5. شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
  6. شمارهٔ ۴۷ما اگر زاهد و اگر رندیم
  7. شمارهٔ ۴۸شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
  8. شمارهٔ ۴۹دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.