پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم

نکهت زلف تو از مشک خطا می‌شنوم

مرغ دل می‌تپد اندر قفس سینه به شوق

که ز هدهد خبر باد صبا می‌شنوم

مجلس عیش بسازم که گل خندان را

مژده آمدن باد صبا می‌شنوم

محتسب را نرسد منع من از نغمه چنگ

که من از سینه او ذکر خدا می‌شنوم

حرف عشق از ورق ساده دف می‌خوانم

سر معنی زنی بی‌سر و پا می‌شنوم

همه شب منتظر نغمه باد سحرم

کز نسیم خوش او بوی شما می‌شنوم

بر سر خاک (جنید) ار گذری آری گویی

این چه خاکی‌ست کز او بوی وفا می‌شنوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
  2. شمارهٔ ۴۴ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
  3. شمارهٔ ۴۵من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
  4. شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
  5. شمارهٔ ۴۷ما اگر زاهد و اگر رندیم
  6. شمارهٔ ۴۸شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
  7. شمارهٔ ۴۹دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن
  8. شمارهٔ ۵۰در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.